loader image

ابقا و الغا

ابقا و الغا

۲۰ مهر ۱۳۹۷

ابقا و الغا

در دو دهۀ اخیر مفهوم هگلی “Aufhebung” در ادبیات بایگانی توسعه یافته است.Aufhebung هم به معنای ابقا ا­ست و هم الغاCancellation and Preservation )* ( برمی­گزیند،کنار می­گذارد،غث و سمین می­کند.عموماً این مفهوم در انگلیسی به “sublation” ترجمه می­شود که بر هر دو صورت ابقا و الغا ناظر است . از آنجا که جنبه های مثبتِ کهنه در نو حفظ می‌شود و بقایایی از قبل در آن می‌ماند، می‌توان گفت Aufhebung برگذشتن، عبور از یک وضع به وضع دیگر و پشت سرگذاشتن وضعیت قبلی است بدون آنکه کل وضع قبلی را رّد کند یا کنار بگذارد. والتر­کاوفمن این مفهوم دوگانه را ساده توضیح می­دهد: (چیزی از طبقه به پایین می­افتد.ممکن است ما آن را برگردانیم تا حفظ شود با این کار آن را وارد سطح دیگری کرده ایم که  کاملا لغو نشده اما به گذشته اش نیز چندان مرتبط نیست.) این ویژگی ها سبب می­شود بایگانی خود ارجاع باشد و با بیرون از خود چندان قرابتی نداشته باشد.

بایگانی و حراست از اسناد به عهدۀ نهاد است اما کار نهاد تنها انباشت و حراست نیست؛ اسناد با ابقا و الغای  نهاد تفسیر می­شوند و در حال حضور میابند.بایگانی ها برخلاف تصور رایج،اسناد و مدارکی مرده در یک موزۀ خاطرات نیستند؛ شما ممکن است در مواجهه با آنها احساس خشم، نفرت یا همدلی کنید. نهاد تصمیم می­گیرد چه وقت و به چه میزان اسناد را در دسترس شهروندان قرار دهد،منتشر و تفسیر کند و به آن هویت ببخشد.خیل نگهبانان،راهروهای تو­در­تو، پوشه ها،کدها، دستکشها، محلول های شیمیایی، آیین و جز­آن یادآور می­شود این مواد تاریخی اند و باید نجات یابند و نباید به دست شهروندان، محققان و هنرمندان آلوده شوند مگر به اجازۀ آنها و همسو با اهدافشان. نهاد متذکر می­شود هر تکه کاغذ باید به محل دقیق و تعیین شده بازگردد گرچه نظر شما دربارۀ محل دقیقش جز این باشد.هر نهاد اسناد را از دیدگاه خود ابقا و الغا می کند و تفسیر خود را از آن بدست می­دهد و خشونت بخشی از ساختمان بایگانی و تفسیر است.الغای اسناد چند صورت دارد: گاهی بنا به ضرورتی که برای نهاد ایجاد می­شود کاملا از بین می­رود، گاهی برای وضوح بیشتر از هم تمیز داده می­شود و گاهی پیش از آنکه به تاریخ تبدیل شود تنها به عنوان سپرده گذاری در گذشته فرو می­میرد. انحصار طلبی نهاد در بایگانی،سپاه نگهبانان، ابقا و الغای پنهان اسناد و تعریف هویتی برساخته برای اسناد و شهروندان، خشم، تردید و بدگمانی شهروندان به بایگانی را برمی­انگیزاند وآنها را با نهاد رو در رو می­کند.از این رو تب بایگانی) (Archive Feverدر تقابل با بایگانی_خاصه درخاورمیانه که  جنگ،کودتا،بی ثباتی و هویتی که مدام برهم می­ریزد، بخشی از زندگی شهروندان شده است_ به وجود می آید

 

 

تصور رایج ،تب بایگانی را رد منطق بایگانی می­داند.تب بایگانی اساسنامۀ بایگانی سنتی را به رسمیت نمی­شناسد و مدل جدید بایگانی را خارج از قلعۀ نهاد، پی می­گیرد. تب بایگانی داده ها و اسناد را بخشی از هویتش  و دسترسی به آن و به اشتراک گذاشتنش را حق خودش می­داند.این جریان خواهان بازنگری داده ها و تصحیحشان است،داده ها و اطلاعاتی که مربوط به خودشان است و نباید در تملک نهاد باشد. تب بایگانی دور نگه داشتن اسناد از آنها برای دهه ها را نقض حقوق شهروندی می­داند.

نحوۀ بایگانی به شیوۀ جدید ما را متقاعد نمی­کند که تب بایگانی رد منطق بایگانی باشد چرا که از همان ساز و کار پیروی می­کند:(جمع­آوری می­کند،ابقا و الغا می­کند و بنا به ضرورت افشا می­کند. گرچه بایگانی و تب بایگانی در تقابل اند،از یک منطق پیروی می­کنند.تب بایگانی بر خلاف برخی از تفسیرها کم تقصیر تر از بایگانی نیست.افشای اطلاعات برای آگاهی بخشیدن مردم که یکی از اشکال تب بایگانی است،تفسیری است نو از منظر تب بایگانی که تلاش می­کند به جایگزینی برای بایگانی تبدیل شود.

آنچه آورده شد الفبای بایگانی است.مباحث مرتبط با بایگانی بسیار گسترده اند و در هر سرزمینی رویکردهای متفاوتی به آن می­شود.بطور مثال یادبودهای آگاهی و بیداری وجدان در آلمان،بایگانی­های پسا استعماری یا رویکرد هنرمندان فلسطینی به بایگانی، هر کدام،مجزا و به تفصیل قابل بررسی است اما بایگانی­ در ایران نه آن­قدر گسترده است و نه چندان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته  که بتوان از آن به عنوان یک سرفصل نام برد.تا به امروز به غیر از دو ترجمۀ مستقل دربارۀ فلسفه بایگانی و مقالات مرتبط با انسانشناسی، چیز بیشتری وجود ندارد و عموما رویکرد هنرمندان معاصر ایرانی به بایگانی نیز شخصی است و نمی­توان از آن به عنوان یک جریان یاد کرد.  این سرزمین مدام دستخوش طوفان­ها و تندبادها بوده است،کودتا،اصلاحات­ارضی،انقلاب،جنگ،دوم خرداد و تحریم های گسترده که  ذیل هرکدامشان هم حوادثی دیگر قرار می­گیرد . در این خیل حادثه بازیابی هویتمان دشوار می­شود و این نیاز ما را به بایگانی­های گسترده بیشتر می­کند چرا که بایگانی ها به ما کمک می کنند تا هویت خود را باز شناسیم. بایگانی­هایی به غیر از بایگانی­های حکومت که از منظر خود تفسیر می­کند و هویت می­بخشد. حافظه جمعی ما عموما همان چیزی است که حکومت می­خواهد، حکومت به روش خود ابقا و الغا می­کند، آنچه را که می­خواهد حفظ می­کند و آنچه را که نمی­خواهد لغو می­کند و یادبودها و سازه های شهری را بر حسب ایدئولوژی خود می­سازد. در برابر این قرائت رسمی از وقایع یک پاسخ مهم وجود دارد: تب بایگانی.

ابقا و الغا پروژه ای‌است بینارشته ای که هم به مثابه رسانه است و هم موضوع. ابقا و الغا مقدمه ای­است بر بایگانی، بستری­است برای مباحثه و گفتُگو، شناخت مرز بایگانی است با نوستالژی_چه که در ایران این دو موضوع با هم خَلط می شوند_  قرائتی متفاوت است از خوانش رسمی حکومت به رویدادهای تاریخی ایران که به قدر وسع می‌کوشد به مباحث شاخص بایگانی بپردازد.

 

 Aufhebung* را تصعید و حل و رفع نیز ترجمه کرده اند.